طبیب فقط خداست!
ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺯ امام ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻦ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺩﺭﺩ ﺍﺯ ﻛﻴﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ. ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺩﻭﺍ ﺍﺯ ﻛﻴﺴﺖ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺷﻨﻴﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ.
ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﭘﺲ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﻟﺞ ﭼﻜﺎﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻔﺲﻫﺎﻱ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﻣﻲﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭ ﻣﻌﺎﻟﺞ ﺭﺍ ﻃﺒﻴﺐ ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ. ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻔﺲﻫﺎ ﻭ ﺩﻟﻬﺎ.
منبع:-بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه
**************************
کار اصلی طبیب دلخوش کردن بیمار است؛
بیماری از خداست و خوب شدن هم از خدا.
طبیب باید بداند چطور به بیمار روحیه بدهد و دلخوش کند.
طبیبی که سرشناس است به بیمار یک اعتقاد قلبی و روحیه ای می دهد.
اعتقاد بسیار مهم است.
این روحیه و اعتقاد اگر نباشد بیمار خوب نمیشود.
چه بسا بسیاری از بیماران را دیده ایم که دکتر ها به طور کل جوابشان کرده اند اما به دلیل روحیه و اعتقادی که دارند معالجه می شوند.
اینکه پزشکان امروز میگویند برای مثال سرطان درمان ندارد بزرگترین اشتباه است.اصلا طبیب کارش ایجاد روحیه و اعتقاد است نه اینکه اعتقاد را از بین ببرد.
البته نکته ای که لازم به ذکر است این است که کار طبیب دلخوش کردن به تنهایی نیست و دارو و درمان را هم باید بشناسد.
اما در کل درمان از خداست و بس.
بسم الله الرحمن الرحیم