⭕️چرا ابن سینا نتوانست بیماری خود را درمان کند؟؟
💠شیخ الرئیس ابو علی سینا؛ همه چیزدان، پزشک، ریاضیدان، منجم،فیزیکدان، شیمیدان، روان شناس، جغرافی دان، زمین شناس، شاعر،منطق دان و فیلسوف ایرانی و از مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران زمین است ، وی در شانزده سالگی در تمامی علوم زمان خود استاد شده بود و هنگامی که به هجده سالگی رسید ، دیگر نیازی به خواندن و فراگیری علم جدیدی را نداشت!!
🔸جدا ابن سینا یک شخصیت بسی بی نظیر است که مورد توجه جهان غرب هم واقع شده است و به او لقب امیر طبیبان را داده اند. است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم، وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی میداند.
▪️زندگی ابن سینا فراز و نشیب هایی زیادی را به خود دید اما سرانجام در سال ۴۲۸ ه.ق، در سفری که به همراه علاء الدوله به همدان داشت،در سن 58 سالگی به بیماری قولنج دچار شد و از دنیا رفت.
🔹پورسینا تخصص زیادی در درمان بیماری قولنج داشت، طوری که نقل کرده اند هزاران بیمار قولنجی را درمان کرده بود و حتی یک رساله ،در زمینه ی قولنج به رشته ی تحریر در آورده است، پورسینا برای درمان بیماری قولنج خویش نیز تلاش زیادی نمود اما از درمان خویش عاجز بود.
🔍سوالی که ذهن بسیاری از مردم را درگیر میکند این است که ،ابن سینا که بزرگترین طبیب زمان خویش بود چرا نتوانست بیماری قولنج خویش را معالجه کند و در سن 58 سالگی از دنیا رفت؟؟درحالی که هزاران بیماری قولنجی را درمان کرده بود؟ ؟؟
📝پاسخ: اینکه گمان کنیم اگر شخصی، پزشک شد، دیگر بیمار نمی شود چون آداب تغذیه و حفظ سلامتی را رعایت می کند، باوری اشتباه است که در بینمان رواج یافته است؛ باید بدانیم که بیماری علل و عوامل گوناگونی دارد،و علت بیماری مثلا فقط ورزش نکردن یا عدم رعایت تغذیه ای نیست؛ ممکن است شخصی به خاطر گناهی ، بیمار شود تا کفاره ی گناهانش باشد تا در آخرت عذاب نشود، ممکن است شخصی به خاطر امتحان الهی بیمار شود، و یا ممکن است بیماری شخص، علت مرگش قرار داده شده باشد،بیماری مرگ، بیماری است که دارو و درمان در آن اثری نمی کند و علت های دیگر که اطاله ی کلام، اجازه ی بیان آن ها را نمی دهد؛ فراموش نکنیم که طبیب واقعی خداوند عزوجل است هو الشافی، و پزشکان وسیله ای بیش نیستند که بدون اذن الهی قادر به درمان نخواهند بود... در انتها توجه شما را به روایتی از حضرت امام صادق علیه السلام جلب می کنیم.
⭕️امام صادق عليه السلام در پاسخ به مردى زنديق كه پرسيده بود: كودک خردسالى كه نه گناهى كرده و نه جرمى از او سر زده، به چه سبب، مستحقّ دردها و بيمارى هايى شده است كه به وى مى رسد؟
🔸 امام علیه السلام فرمود: بيمارى بر چند گونه است: بيمارى آزمون، بيمارى كيفر و بيمارى اى كه علّت مرگ قرارداده شده است.
🔺امّا تو مدّعى هستى كه بیماری کودک از خوراك نامناسب، نوشيدنى مضر و بيمارى اى است كه در مادر وى وجود داشته است به وجود آمده و گمان مى كنى كه هر كس، بدن خويش را درست تدبير كند و در احوال خود، نيك بنگرد و در آنچه مى خورد، بداند چه چیزی مضر است و از آن اجتناب کند و خوراکی های مفید را تشخیص دهد،هرگز بيمار نمى شود!تو در اين ادعای خود، به [عقيده] كسانى هستی كه خیال می کنند بيمارى و مرگ، جز از خوردنىها و نوشيدنىها نيست.
👈🏻ارسطو، استاد طبيبان بود. افلاطون، سرآمد حكيمان بود و جالينوس، پير و پُرتجربه بود ؛ امّا نتوانستند مرگ را آن گاه که به ایشان نزدیک می شد، از خويش دور کنند! همه مُردند، در حالى كه در حفظ خويش و در انديشيدن به آنچه با بدن سازگار است از هيچ كوششى دریغ نکردند.
💠چه بسيار بيمارانی که طبیبان آن ها را معالجه کرده اند و چه بسيار طبيب داناى آشناى به دارو و درمان، كه خود مُرده و ؛فردى ناآگاهِ به طب مدّتى درازتر پس از طبیب زنده مانده است ؛ نه طبیب را پس از فرا رسیدن زمان مرگ و فرا رسيدن اجلش، آگاهى به طب، سودى به وی بخشيده، و نه شخص نا آگاه به طب را قبل از فرا رسیدن مرگش و به خاطر دیر تر بودن اجلش، ناآگاهى از طب، زيانى به او رسانده است.
📎منبع : الاحتجاج، ج ۲، ص ۲۲۵، ح ۲۲۳
🖊حسین کلوشانی
@islamicteb